سايت جمهوری | زنان

 

 

شيرين عبادی ، دلاوربانوی ايران که به گل نشست !

 

ويکتوريا آزاد

Vazad۶۳@hotmail.com

 

بر تو مبارک باد اين شادی و شعف! تو که آفريدی در دست مهربانت عشق به انسان را و زن را !

تو که بر جان کشيدی درد د لخراش تحقير کودک را! تو را ميستايم که در جان قلبی داری به بزرگی هستی و بشر.

تو را می ستايم که با خود نويد دگر داری .

راستی ميخواهم باور کنم که تو آغاز فصلی ديگر را بشارت ميدهی. فصلی که در آن سبزی و سفيدی و سرخی در هم می آميزد و از ميان سياهی و تاريکی نور را به کلبه کوچکمان به ارمغان می آورد.

اشک امان نميدهد تا بگويم که اين سايه های سياه چگونه ما را دنبال ميکنند و تا چشم باز ميکنيم غروب را نظاره گر

می شويم. بانوی التيام زخمهای ديرينه ايرانی تقويم حادثه ها بر هم خورد اينک تو ايستاده ای و ورق می زنی، بگو که فصل سبز را ندا خواهی داد. بگو پرنده ها آزاد خواهند شد. بگو که دوباره با هم در مجلس عاشقان تولد ستارگان

را جشن خواهيم گرفت.

اينک تو ايستاده ای و ورق می زنی ، بگو که فصل سبز را ندا خواهی داد. توفرياد کودک در خاک نشسته ای، تو بغض نگفته دل هر زنی. تو را سپاس ميگذاريم.

آهای تو که جايزه بانوی التيام مارا حقير ميشمری ، آهای تو که بر شعله های طلوع عشق خشم ميورزی ،

آهای تو که مشعل را در دستان زنان گمشده در تاريخ اما تاريخ ساز نميبينی ، چشم بگشا که اينک فاتح قلبها ميآيد. اين موج خروشان ديگر آرامی نيست ، سراسر شور است اما آرام ، سراسر عشق است اما خويشتن دار.

بانوی ما ترا ستايش ميکنيم.

۲۰۰۳.۱۰.۱۴