|
سايت جمهوری
| زنان |
|
استقبال
گسترده ملی از شيرين عبادی فضای
فرهنگی و سياسی ايران را تغيير خواهد داد هم ابتکار اختصاص نوبل به
ايران، و هم ابتکار انتخاب شيرين عبادی برای اين جايزه، دو عنصر مهم از يک انتخاب
دقيق برای تاثيرگذلری در ايران است. حسين علوی Hossein.Alavi@gmx.de اعطای جايزه صلح
نوبل به شيرين عبادی که در ابتدا به عنوان يک شوک خبری در محافل
داخل و خارج از کشور بازتاب يافت، اکنون همچون موجی اوج يابنده
اميدهای تازه ای را در زير پوست تب آلود جامعه استبدادزده ما بيدار
می کند. شک نيست که اهميت و ارزش يک جايزه جهانی در سطح نوبل، نه
تنها ارج گذاری بر تلاش و استعداد شخصيتی است که آن را دريافت
می کند، بلکه در انتخاب زمان و مکان و شرايط مناسبی است که بتواند
تاثير اين جايزه را در راستای آرمان ها و کوشش های دريافت کننده آن
به حداکثر برساند. از اين ديدگاه اگر که بخواهيم دقت انتخاب های کميته
نروژی اعطای صلح نوبل را از نظر ميزان تاثيرگذاری آنها بر
فضای سياسی و فرهنگی موجود چه در عرصه بين المللی، چه
منطقه ای، و چه در مقياس يک کشور خاص ارزش گذاری کنيم، بايد اذعان
کنيم که در مورد انتخاب ايران و شيرين عبادی، يکی از دقيق ترين
انتخاب ها در تاريخ اعطای اين جايزه صورت گرفته است. دلايل اين انتخاب
دقيق چيست ؟ ۱-اهميت زمان
مناسب برای ايران جنبش اجتماعی
برای آزادی و دمکراسی در ايران که می رفت تا در مرحله
پايانی پروژه بسيار محتاطانه محمد خاتمی در زمينه اصلاحات
حکومتی، به دوره ديگری از ياس سياسی درغلتد، اکنون با دريافت
صلح نوبل توسط شيرين عبادی تکانی تازه خورده است. پروژه اصلاح طلبان
حکومتی از نظر تاثير در انديشه سياسی معاصر ايران، دربرگيرنده يک
پايان و يک آغاز است. پايان، به معنی شکست قطعی تجربه کاربرد انديشه
دينی در سازمان دهی سياسی کشور، و آغاز، به معنی برآمد
قطعی انديشه جدائی دين از ساختار دولت و به عنوان ضرورت گذشت ناپذير
يک تحول دمکراتيک بنيادی در کشور. از نظر فکری و
فرهنگی، طی سالهای اخير زمينه های اين دگرديسی در
جنبش اجتماعی ايران به تدريج فراهم شده است. هم کوشندگانی از متن
انديشه دينی در داخل کشور به اين ضرورت رسيده و آن را مطرح کرده اند(
نمونه صريح و جسور آن اکبر گنجی )، و هم تحرک سياسی اميدبخشی
در جنبش جمهوری خواهی سکولار ايران بويژه در خارج از کشور آغاز شده
است ( شکل گيری اتحاد جمهوری خواهان ايران و برخی حرکت
های مشابه ديگر و استقبال رو به افزايش از اين تلاش ها در داخل ). اما در
جوامع سنتی که نقش نهادهای مدنی در آنها ضعيف و غير تعيين
کننده است، معمولا يک دگرديسی فکری و فرهنگی به سادگی و
خود به خود بر محور دگرگونی سياسی و اجتماعی قرار نمی
گيرد و موتور محرکه ای را روشن نمی سازد. برای اين کار
رويدادها و شخصيت ها نقش مهمی ايفا می کنند. اکنون به نظر می
رسد که اعطای صلح نوبل( به عنوان يک رويداد) و انتخاب شيرين عبادی (
به عنوان يک شخصيت )، هر دو به عنوان دو عنصر مکمل، اقبال آن را دارد که در
قرارگرفتن اين دگرديسی فکری و فرهنگی در ايران بر محور يک
جنبش اجتماعی نقش برجسته ای ايفا کند. ۲-اهميت نوبل به
عنوان يک آرزوی ملی برای ايرانيان اختصاص نوبل به ايران،
خود به عنوان يک رويداد، و صرف نظر از شخص دريافت کننده آن، برای کشور ما
دارای اهميتی جدی است. نوبل برای ايران از آنجا يک
رويداد مهم ملی است که در تاريخ اعطای اين جايزه تا کنون ، کشور ما
عليرغم انتظاری بجا در عرصه های ادبی و فرهنگی، هنوز
حتی برای يک بار به آن دست نيافته و اين مسئله سال ها به عنوان يک
پرسش و يک آرزوی ملی برای ايرانيان باقی بود. بنابر اين
دريافت نوبل توسط يک شخصيت ايرانی، خود به خود رويدادی تاريخی
است که جاذبه ملی و تاثيرات گسترده اجتماعی آن با شديد ترين درجات
اختناق و کنترل سياسی نيز قابل مهار نيست. اين رويداد ظرفيت آن را دارد که
اميد و انرژی اجتماعی تازه ای را آزاد کند و در بستر جنبش دمکراتيک
کشور قرار دهد. از اين پس هرگونه برخورد سياسی و اجتماعی با اين
جايزه و دريافت کننده آن در ايران، چه از سوی حکومت و چه از سوی
مجامع بين المللی، به عنوان معيار و شاخصی از ارزش گذاری بر
وجدان و مفاخر ملی ما ايرانيان محسوب می شود و واکنش درخور نسبت به
آن را برمی انگيزد. ۳-اهميت جنبه بين
المللی نوبل برای ايرانيان از نظر جهانی نيز
اختصاص جايزه نوبل به يک کشور خود به خود نگاه بين المللی تازه ای
را متوجه آن جامعه می سازد. برای ايران و ايرانی که سالهاست
چه تحت تاثير سياست های بنيادگرايانه، ماجراجويانه، و ارتجاعی
حاکميت، و چه تحت تاثير بزرگ نمائی های مغرضانه، نام آن با کمال
تاسف با تعصب مذهبی و خشونت گرائی سياسی و فرهنگی آلوده
شده است، اکنون با اختصاص صلح نوبل به يک زن ايرانی که تلاش گر مستمر راه
حاکميت قانون وميثاق های حقوق بشر و نمونه برجسته ای از خيل
بی شمار روشنفکران اين ديار است ، آمادگی جديدی را برای
تجديد نظر در اين داوری ها و پيش داوری ها بوجود می آورد.
علاوه بر اين، کشور ما را ولو به طور موقت از دايره تبليغات و استراتژی
های اقتدارگرايانه بين المللی، که تنها چاره تغيير در ايران را
مداخله مستقيم می داند خارج می کند و فرصت مهم ديگری را
برای ايفای نقش مستقل جنبش آزادی خواهانه مردم فراهم می
سازد. ۴-اهميت شخصيت
دريافت کننده نوبل شيرين عبادی به
عنوان يک حقوق دان، و فعال پی گير حقوق بشر، و بويژه مدافع سرسخت حقوق
زنان، کودکان، زندانيان و قربانيان خشونت های سياسی، که خود در اين
راه لطمات بسياری را تحمل کرده است، همواره دارای شخصيتی چند
بعدی و توانائی های شغلی و حرفه ای کافی
برای تاثير بخشی در زندگی اجتماعی مردم ايران بوده، و
شرايط لازم برای برآمد کردن در نقش يک نماد ملی را داشته است. زن
بودن او بويژه در جامعه ای که نظام سياسی حاکم برآن زن ستيزی
و رواداری تبعيض جنسی را سرلوحه ارزش های خود قرار داده، از
جاذبه ای چند برابر برخوردار است. اما بدون ترديد آن جنبه
از شخصيت فکری و فرهنگی شيرين عبادی در اين انتخاب تعيين
کننده است که او درعين احترام عميق به باورهای مذهبی مردم، بر ضرورت
رعايت حقوق بشر به عنوان اصولی جهان شمول و خدشه ناپذير، و امکان استقرار
دمکراسی به عنوان ارزشی مدرن در جامعه ما تاکيد دارد و راه حل
عملی برای تحقق آن را پرهيز از کاربرد دين به عنوان ابزار
سياسی می شناسد. او خود در اولين مصاحبه هايش پس از اعلام دريافت نوبل،
بار ديگر و به روشنی بر اين اصول تاکيد کرده است. به عبارت ديگر شيرين
عبادی پس از دريافت نوبل، به نماد پيوند دو حلقه تاريخی از
روشنفکران ايران تبديل شده است که با پيشينه های متفاوت لائيک و
دينی، اکنون پس از تجربه دشوار يک حاکميت ايدئولوژيک مذهبی، دست در
دست هم و بر پايه يک باور مشترک، يعنی ضرورت تفکيک باورها و سنن
مذهبی قابل احترام يک جامعه از نيازهای سياسی آن، بار مسئوليت
سنگين عبور از يک مرحله فکری و فرهنگی به مرحله ديگر را به دوش
می کشند و در حقيقت لولای گذار بين اين دو مرحله اند. زن بودن او نيز ويژگی مهم ديگری است که پيوند جنبش عمومی
حقوق بشر را با حساس ترين و تعيين کننده ترين بخش از جمعيت کشور در شرايط حاضر
برقرار می سازد. درک جنبه های مختلف اين فرصت تاريخی از
سوی روشنفکران ايران، بر ميزان تاثيرگذاری آنها در آينده کشور بسيار
مهم خواهد بود. کميت و کيفيت اين دو
حلقه روشنفکری ايران تا بدان حد است که می تواند جنبش آزادی
خواهانه مردم را در مسير کاملا تازه ای قراردهد و در حقيقت پلی است
که می تواند گرداب سياسی و اجتماعی کنونی جامعه مارا به
ساحل نجات آينده وصل کند. پس می توان مطمئن
بود که اعطای صلح نوبل به شيرين عبادی انتخابی دقيق است که
اگر با هشياری در خدمت جنبش دمکراتيک مردم ايران قرار گيرد، می
تواند به تغيير فضای فرهنگی و سياسی در کشور بيانجامد. برلين ۱۳
اکتبر ۲۰۰۳ |