|
سالهاست كه قانون اساسي بوسيله رهبري و شوراي نگهبانش نقض شده است
مهمترين
ويژگيهاي قانون اساسي كه ازحضور ديكتاتوري واستبداد جلوگيري ميكند وبراي هميشه
حاكميت را به مردم واگذار ميكند اصل ششم و اصل 56 قانون اساسي است كه اعلام
ميدارد:
اصل 6 - درجمهوري اسلامي ايران اموركشور بايد از راه انتخابات وبه اتكاء آراء
عمومي اداره شود
اصل 56 - حاكميت مطلق بــر جهان و انسان از آن خداست و هـم او، انسان را بــر
سرنــوشت اجتماعي خويش حاكـم ساخته است. هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از
انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.
اين ويژگي هاي ممتاز در قانون اساسي حق انتخاب آزاد را بـه مـردم واگذار كرده
است و بـه هيچ شخص وگروه وتفكرخاصي اجازه نميدهد مطلق باشد و آزادي انتخاب بر
سرنوشت مردم را از آنها سلب نمايـد. ايـن ويـژگي موجب مي شود تمامي نمايندگان
مـــردم (مجلس خبرگان رهبــري، ريـاست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي) بوسيله
انتخابات آزاد، منتخب مردم باشند.
طبق اصل 107 و 111 قانون اساسي انتخاب و تشخيص بركناري رهبري بعهده نمايندگان
مــردم در مجلس خبرگان ميباشد، با اين اصل تمام بخشهاي قدرت در نظام (رهبري،
رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي) از طرف مردم بايد انتخابي باشند.
اصل نهم قـانـون اساسي اعلام ميدارد: هيچ مقامي حق نـدارد بـه نـام حفظ استقلال
و تماميت ارضي كشور آزادي هاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب
كند.
انتخابـات آزاد يكي از آزاديهاي مشروع انسان است، و با اين اصل از قـانون اساسي
هيچ مقامي حق ندارد آزادي انتخاب را از مردم سلب كند.
بنابر اين، قـانـون (نظارت استصوابي) تصويبي مجلس هاي گذشته لغو و قـابل اجرا
نميباشد چرا كــه بـا تصويب ايـن قـانـون يكي از مهمترين، اساسي ترين و مشروع
ترين حقوق انسان يعني،، حق آزادي انتخاب شدن،، از مردم سلب شده است.
طبق اصل 59 قـانـون اساسي نمايندگان مجلس، قـانون (نظارت استصوابي) را بر خلاف
قـانـون اساسي تصويب كـرده انــد. اصل 59 اعلام ميدارد: در مسائل بسيار مهم
اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پـرسي و
مراجعه مستقيم به آراي مـردم صورت گيرد. در خواست مراجعه به آراي عمومي بايد به
تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد.
بنابراين نمايندگان مجلس در صورتي متوانند مسئله بسيار مهمي چون (حق آزادي
انتخاب) را از مردم بگيرند و آن را به شوراي نگهبان واگذار كنند كه از مردم
درخواست همه پرسي كنند، و اين درحاليست كه نمايندگان مجلس هاي گذشته قانون
(نظارت استصوابي) را بدون همه پرسي از مردم تصويب كرده اند.
اصل 96 قانون اساسي اعلام ميدارد: تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراي اسلامي
بـا احكام اسلام بـا اكثريت فقهاي شوراي نگهبان و تشخيص تعارض آنها بـا قـانـون
اساسي بر عهده اكثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است.
بـا توجه بـه ايـن اصل قـانـوني، حق راي و انتخاب آزاد نه اينكه با احكام اسلام
مغايرت ندارد بلكه رهبر آزادگان و سرور شهيدان بـا خلق حادثه عاشورا بـه همه
آزاديخواهان جهان اعلام كـرد تا پاي جان از حق راي و انتخاب آزاد دفاع خواهد
كـرد و حتي بـا به اسارت در آمدن خانواده خود به حاكم وقت كه ادعاي پيروي از
اسلام را داشت راي مثبت نـداد و با او كه خود را منتخب مردم ميدانست بيعت
نكـرد.و براي هميشه با نثار جان خود به همه حكومت هايي كه به زور و غير آزاد
راي جمع ميكنند خط بطلان كشيد.
شوراي نـگهبان بـا اجـازه تصويب (نظارت استصوابي) حق آزادي راي و انتخاب را از
انسان سلب كرده انـد و بـا چشم پـوشي از، حق انتخـاب حاكميت بوسيله مـــردم،
اين حق را بـه خود واگذار كـرده انـد. شوراي نگهبان ايـن حق الهي، كـه انسان
حاكم بر سرنوشت خويش است را، كه از ابتدايي ترين حقوق انسان و اصول قانون اساسي
است نقض كرده اند.
شوراي نگهبان با اجازه تصويب (نظارت استصوابي) حق راي و انتخاب آزاد بـزرگتريـن
قـدرت نظام يعني، نمايندگان مجلس خبـرگان را از مــردم سلب كرده اند و ايـن
قـدرت بزرگ نظام را بنفع خود مصادره كرده اند، چراكه اگر اين شورا، نمايندگان
خبرگان رهبري را تعيين صلاحيت و يابه عبارتي انتخـاب كنند ايـن قدرت را بدست
خود و گروه خاص همفكر خود خواهند گرفت، و مجلس خبرگان هـم يكـي از همفكـران خود
را بـه رهبـري انتخـاب خواهند كـرد. و دوبـاره شوراي نگهبان از همين گروه خـاص
بـاقي خواهد مانـد. چون طبق اصل 110 قانون اساسي عزل و نصب فقهاي شوراي نگهبان
بعهده رهبريست.
باتوجه به عقل وخرد و طبق قانون اساسي كساني ميتوانند خودرا نماينده منتخب مردم
بدانندكه در انتخابـات آزاد بوسيله راي مستقيم مردم انتخاب شده باشند بدون
اينكه مردم را مجبور كنند تا فقط به افرادي راي دهند كه از طرف رهبر و شوراي
نگهبانش تاييد صلاحيت و انتخاب شده باشند و اين نقض قانون اساسي و نقض حقوق
مردم درانتخاب شدن بطور آزادانه وبرابر است كه ازطرف رهبــري و شوراي نگهبانش
بـه مــردم تحميل ميشود، چراكـه در قـانـون اساسي كلمه اي بنـام،، نظارت
استصوابـي،، نـداريم و در قـانـون اساسي اعـلام نشده است كه هـركس را رهبــري و
شوراي نگهبانش انتخاب كـردند مــردم مجبور هستند فقط بــه آنها راي دهند.
رهبــري و شوراي نگهبانش انتخابات آزاد را از مردم گرفته اند و بجاي آن
انتخابات از نوع،، نظارت استصوابي،، را به مردم تحميل كرده اند. چگونه
نمايندگان مجلس خبرگان رهبري ميتوانند خود را نمايندگان مشروع مردم بدانند در
حاليكه بوسيله انتخابات از نوع،، نظارت استصوابي،، به آن مجلس راه يافته اند و
رهبــري كـه از طرف اين مجلس تعيين شده است چگونه ميتواند خود را رهبـــري
منتخب از طرف نمايندگان مــردم بـداند. بدين ترتيب رياست قوه قضاييه كه طبق اصل
110 قانون اساسي عزل و نصب ايشان بعهده رهبريست و قضات حاكم بردادگاهها كه
استخدام و عزل و نصبشان طبق اصل 158 بعهده رئيس قوه قضاييه ميباشد مشروعيت
قانوني ندارند.
م. ر. خوانساري
. . . از نامه های رسيده
" به گله خصلت خود
رهبری نیست."
یکی پرچم نشان خویش داند
یکی شاه را شبان خویش خواند
چه باید گفت با آن کس که حیران
خصال گرگ را چون میش داند.
بسی دندان گرگ او پیش تر دید
ولی اکنون به چشمش نیش ماند
گمانم یاد دوران برده از یاد
و گرنه کی کم از خود بیش داند
کسی کاو شاه را در گور خواباند
چه پیش آمد که او را پیش خواند
به جز گیجی چه دارد او دلیلی
که شاهِ مرده را در پیش راند
چنین کس بی گمان وامانده در خویش
که نه ره از پس و نه پیش داند
چنین کس بی گمان وامانده در خویش
که نه ره از پس و نه پیش داند
چو او گم کرده راهی مات و حیران
شبان را شاه و خود را میش خواند
و گرنه عقل و دانش کی تواند -
پذیرد مرده ره از پیش داند
کسی کاو مُرد و در خاک است یادش
کجا کی یاد خود از خویش داند
ز مرده معجزه کی چاره ساز است
به شطرنجی که شاه اش کیش ماند.
به گله خصلت خود رهبری نیست
چو چوپان را مراد خویش داند
به هی هی عادت از چوپان گرفته است
کسی کاو خود تبار از میش داند
به چوپان اعتمادی نیست هیهات
بدان گه کاو کم از هر میش ماند
به وقت تنگنا چون گرگ باشد
همان چوپان که خود از میش خواند
تمسک جوید این چون باب و جدش
به اسلام و ..... نجات از ریش داند
به هنگامی که پا درگل بماند
هر آن کو اجنبی ست از خویش داند.
ز شاه و پرچمش کی فارغ آید
چو تو حیران سری کز خویش ماند.
شهریار دادور
2003 استکهلم جولای
ضرب وشتم شديد دوخبرنگارتوسط لباس شخصي ها
خبرنگارخبرگزاري جمهوري
اسلامي و سردبير هفته نامه رايزن جوان ،هفته گذشته و درروز ديدار رئيس جمهور با
مردم كرج توسط نيروهاي لباس شخصي كه هويت آنها مشخص نبود و خودرا مامور اطلاعات
معرفي كردند درانظار مردم به مدت 3ساعت ربوده شده وپس از ضربو شتم بسيار شديد
،رها شدند.يكي ازاين دوخبرنگار طي هفته هاي گذشته مطالبي كه درمورد برخورد با
لباس شخصي ها نوشته بود.كه احتمال ميرود اين امر باعث پديدآمدن اين موضوع شده
است .
بنابر اخباررسيده بابك اميرحسيني سردبير هفته نامه رايزن جوانطي شكايتي به
دادسراي نظامي خواهان برخوردقاطع ب اين آدم ربائي شدند.
شايان ذكراست اين دو روزنامه نگار از اعضاي هيئترئيسه انجمن صنفي روزنامه
نگاران و خبرنگاران كرج ميباشند.
سعيد اميری
ضرورت آفرينش واژگان نو
بوجود آمدن جريان ها و پيدايش گروه های مختلفی در اين چند ماهه اخير که اکثرا
بيانيه و گاه شناسنامه و مرامنامه خويش را نيز ارايه کرده اند، بسيار نويد بخش
بوده و سبب هدفمند شدن و سيستم دار شدن گروه های مخالف روش ، انديشه و يا بنيان
حکومت فعلی ايران است. اين گروه ها ضمن آنکه تا حدود نسبتا زيادی اهداف و
برنامه های خود را بيان کرده اند اما هنوز به واژگان خاص خود مجهز نشده و
کماکان گروه هايی که در نوع خواسته های خود تفاوتی عميق دارند، واژه های مورد
استعمال آنها مشترک می باشد.
راز به رسميت شناخته شدن و موفق بودن يک گروه ، حزب ، جبهه و يا جريان سياسی و
اجتماعی به اين است که به طرز شفاف همه اهداف و وسيله های رسيدن به اهداف خود
را به طور علمی و واضح تعريف نموده و جايگاه خود را نسبت به مسايل مورد مناقشه
روشن نمايد. اما مشکلی که در اين ميان وجود داشته و خواهد داشت استفاده از
واژگانی است که در سابقه عمر طولانی مبارزاتی مردم ايران نفوذ داشته و برداشت
های مختلفی در ذهن می پروراند.
تلاش برای آزادی و قانون گرايی و مدنيت هر چند در ايران قدمتی دراز دارد ونشانه
بيداری و هوشياری ومعرفت عاشقان آزادی و آزادگی است ، اما اين درازنا ، هميشه
نمود رعنايی نيست . سنگهای سر راه و شبيخون های تاريک انديشان، قامت ناميزان و
بی قواره ای به واژگان خواسته ها و خاستگاه های انسانی مردم داده است.
وقتی در آمريکا در کمتر از همين مدت زمانی که دوستان ما در حال مبارزه اند ،
جامعه مدنی و دموکراسی به خوبی تجلی می ياد دليلش تعريف های درست و عدم سنگينی
بار تاريخی يک واژه است. با اينهمه تجربه ای که در دست است می توان راهی نو را
برگزينيد ؛ جامع ، بومی و علمی .
حتی اگر دو گروه مختلف حرف از آزادی می زنند، بايستی هر کدام، تعريف جامعی از
آزادی مورد نظرشان را ارايه کرده و برای آن واژه ای مشخص و يکتايی به آفرينند.
معنی واقعی تکامل در راه رسيدن به جامعه ای نو، به معنی استفاده محض از واژگان
گذشته نيست. حتی اگر گروهی اهداف و آمال خود را مطابق با واژه ای استعمال شده
می داند بازهم بايستی به بازتعريف مجدد دست زده و يک تعريف کاملا مشخص ارايه
نمايد. حتی استفاده از کلمات ترکيبی هم راه گشا نخواهد بود.
کاربرد واژه ها در زبان پارسی معانی مختلفی در ذهن می پروراند. اما يک متن علمی
و يک نوشتار منطقی و جامع، نبايد مانند شعر حافظ، صدها معنی را در ذهن
بپروراند. بايد به گونه ای تعريف کرد که هرکسی از ظن خود يار آن گروه نشود و
بداند به کدامين سوی پای گذاشته است.
بيائيد واژه هايی نو بسازيم ، کاملا مشخص و يکتا و فقط در خدمت يک تعريف جامع
قرار دهيم . مرده ريگ واژه های مستعمل کنونی، که البته حاصل زحمات متفکرين و
مترجمين سالهای پيش است ، هر چند قابل احترامست، اما نه تنها به کار نمی آيد که
بيشترين چالش ها را با خود به همراه می آورد. چالشهايی فرصت سوز و پيل افکن .
اگر واژه ای که می آفرينی، جامع ، مستقل ، شفاف ونو باشد همه واژه های ديگر را
در جايگاه واقعی خويش خواهد نشاند و فرصت و امکان مداخله آنها را خواهد ستاند.
شروع به کار محتاج تعريف است. واژه های رايج کفاف حرکتی جامع را نمی دهد، شفاف
نيست و در ذهن هرکسی معنی خودش را دارد . شايد بتوان فرد يا گروهی صنفی را به
خاطر آنچه در ذهن شان از واژه ای شکل گرفته مدتی به راهی ديگر کشيد و از نيروی
آنها استفاده کرد، اما اين همراهی عمق و دوام ندارد؛ چرا که پس از اولين چالش
با ذهن و يا احساس شخص ، يا خود را از دايره بيرون می کشد و يا به خرده گيری و
سنگ اندازی روی می آورد.
حالا که قرار به خردگرايی است پس همه تعريفها را علمی کنيد. دايره احساس را
مشخص کنيد ، دايره علم را نيز. مسير حرکت ، اهداف و نحوه ی اداره ی جامعه آينده
اگر قرار است از دايره احساس بگذرد و يا دايره عقل و يا هر دو، معلوم باشد .
بگذاريد همه آگاهانه و شفاف وارد بازی شوند. اين نباشد که هنوز تعريف شفاف ،
جامع و راهبردی، از هيچ آرمان و هدفی نيست اما در عوض هياهوی غرولند و شماتت و
شکايت از دست اين گروه و آن گروه به هوا برخاسته باشد.
گروه های جمهوری خواه ، گروه های آزادی خواه، گروه های مشروطه خواه ، حتی سلطنت
طلبان و همه آنهايی که برای رسيدن به هدفی، دور هم جمع شده اند ، بايستی علاوه
بر شناسنامه دار بودن ، واژه های مستقل و مشخصی را برگزينند.
اين کار، قطعا به بسط يافتن فرهنگ کار جمعی کمک کرده ، انسان ها را در دغدغه
فريب و اغوا گرفتار نکرده، باعث جلوگيری از خلط مباحث شده و توان جذب نيرويش
مضاعف می شود. ضمن آنکه توان نتيجه گيری و تحليل خود را داشته و می تواند زودتر
به نتيجه دلخواه خويش دست يابد.
واژه ها را عوض کنيم، تعاريف جامع و علمی برايشان منظور داريم. آرمان، آزادی،
جمهوری، استقلال، جامعه مدنی، روشنفکری، دينداری و بسياری واژه های ديگر محتاج
بازساخت مجدد برای هر گروه و البته تعاريف کاملا منحصر به آن گروه می باشند. در
اين ميان تکليف واژه خدا هم بايستی با قاطعيت و به وضوح مشخص گردد.
شادی شاعرانه
-وبلاگ
برای آنان که قلبشان سرشار از عشق به ایران
است.
در تحولات بنیادین اجتماعی ایران نقش دانشجو مشهود بوده و روز به روز به طور
روشن تر خود نمایی می کند. پویایی و شعور دانشجو باعث به وجود آمدن جنبش مستقل
و در عین حال وابسطه به مردم شده است. این جنبش بنا به رسالتی که برای خود
قرارداده در برهه های مختلف زمانی فعالیتهای آزاد طلبانه و آرمانگرایانه ای
داشته و اکنون با بیش از نیم قرن سابقهء فعالیت به راه خود ادامه می دهد.
اما دستهای پیدا و پنهان در نیم قرن گذشته، در تلاش بودند تا دانشگاه را به
اتروا بکشند؛ یورش سال 32 که منجر به شهادت سه دانشجو شد ترسیم کنندهء نقشی
ماندگار در اذهان ملت بوده است. ایجاد فضای خفقان با بکارگیری عناصری که عموماّ
تناسبی با فضای دانشگاه ندارند فضای معرفت دانشگاه را دستخوش آلودگی کرد.
تاثیرات انقلاب 57 که بر پیکر دانشگاه باقی ماند. انقلاب فرهنگی که بیش از همه
بزرگترین هجمه به مقام علم و فرهنگ در دانشگاه بود و سالهای اخیر که یادآور
فاجعهء 18 تیر کوی دانشگاه بعنوان بزرگترین یورش که حاصل کج فهمی ، درک ناصحیح
وقایع و نگاه از زاویه تنگ سلایق به دانشگاه بود همه و همه در صدد برافکندن
فضای منع و سرکوب و حتک حرمت دانشگاه و دانشجو بوده است. جنبش دانشجویی با در
نظر گرفتن خواستگاه مردمی و رسالت مبارزاتی و خوی آرمانگرانهء به دور از قدرت
با نقد مستقر و مداوم و در پیش گرفتن مسیر روشنگرایانهء خود همیشه مورد هجمه و
هجوم قدرت طلبان قرار گرفته است اما به واسطهء تعلق خاطر تمام اقشار جامعه نسبت
به این قشر فهیم هیچگاه مغلوب خواست نا اهلان روزگار نشده است.
اکنون نیز با گذشت 4 سال از واقعهء کوی دانشگاه یک ضرورت ملی و وظیفهء تاریخی
ایجاب می کند تا تمام ایرانیان چه در ایران و چه در خارج از کشور برای پی گیری
حقی که ضایع شده و ظلمی که با سرچشمه گرفتن از جهالت و قرایت نادرست اعتقادی
رواشده است.به پاخیزند و حداقل با گرامیداشت این روز،که مقارن با یورش مجدد به
دانشگاه شده است یاد آور پایداری فهیمترین و درعین حال مظلومترین جوانان این
مرز و بوم باشند.جوانانی که بعد از پشت سرگذاشتن ناملایمات زیاد و پرداخت هزینه
های گزاف هنوز مطالباتی را مدنظر دارند که نیم قرن به خاطر آنها مبارزه کرده
اند و فاجعهء 18 تیر نقطهء اوجی بود بر فرایند ناصواب مقاومت در برابر خواست
جامعهء دانشگاهی و در حقیقت تحمیل مهر سکوت بر لبان ملت.
ما نیز بعنوان دانشجویانی که فضای کشور باعث تحمیل مهاجرت اجباری به ما شده است
در راستای حمایت صنفی خود اعلام می داریم فاجعهء 18 تیرکوی دانشگاه و حوادث
روزهای اخیر برگی بود که بر جنایات تاریخ افزوده شد و انزجار هر ایرانی میهن
پرستی را برانگیخته. باشد که دیگر شاهد و قایع تلخی از این قبیل نباشیم.
جمعی از دانشجویان ایرانی (دی
انزاکالج)-شمال کالیفرنیا.
دوستان عزیز
سلام
پس از انتشار بیانیه " برای اتحاد جمهوری خواهان ایران " و بازتاب گسترده آن در
داخل و خارج از کشور متاسفانه در مصاحبه های گوناگون از سوی بعضی از دوستان و
شخصیت ها که در تنظیم آن نقش داشته اند شاهد تاکید و اصرار سئوال بر انگیزی
هستیم مبنی بر انکه این بیانیه تماما از سوی نیروهای خارج از کشور به امضا
رسیده است و بطور کلی این واقعیت را که بخش قابل توجهی از نیروهای مدافع
دموکراسی در داخل جز امضا کنندگان بیانیه هستند را نادیده می گیرند اگرچه
نیروهای داخلی با توجه به مجموعه محدودیت ها و..... آنچنان که باید نتوانستند
در این حرکت و اقدام شایسته همراهی نمایند اما انکار حضور و همراهی این نیروها
در این اقدام " تامل برانگیز" و به لحاظ سیاسی نیز این شیوه برخورد نشان از عدم
توجه به بنیان های دموکراسی از سوی مصاحبه شوندگان است تقاضا دارم به مصاحبه
عزیزان از جمله آقای مهدی فتاپورو..... با رادیو پیوندو یا..... گوش فراداده و
با عنایت به اهمیت موضوع نسبت به اصلاح آن اقدام فرمائید
باور راقم این سطور بر آنست که اساسا تفکیک نیروهای مدافع دموکراسی ایران به
داخل و خارج از کشور بی پایه و فاقد ارزش است و.....
بنده پس از انتشار بیانیه دست نوشته ای با عنوان " برای اتحاد جمهوری خواهان
چاره جوئی تازه برای تعارضاتی قدیمی"صمیمانه اندیشه های جمع کثیری از دوستان را
انعکاس دادم ( اخبار روز- آرشیو مقالات ) که خود بازتاب شوق و آرزوی مجموعه
نیروها بدور از مرزبندی جغرافیائی بوده است در خاتمه از اطاله کلام پوزش می
طلبم
دریادل توانا
8/4/1382
|