اطلاعيه ها و مواضع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

ليست بيانيه ها

   اطلاعيه شورای موقت هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران: شادباش برای شيرين عبادی بانوی صلح و حقوق بشر و برای همه مردم ايران
  از اعتصاب غذای فعالان سياسی، مطبوعاتی و دانشگاهی حمايت می کنيم!

 بيانيه شورای موقت هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ايران : امضای پرتکل الحاقی و شفاف سازی برنامه های هسته ای ایران در جهت منافع ملی ماست

درخواست از دبيرکل سازمان ملل متحد براي اقدام درجهت تامين آزادي دريافت اطلاعات از طريق اينترنت در ايران

بيانيه جمعي از جمهوري خواهان در بزرگداشت هيجده تير

ازنامه دفترتحکيم وحدت به آقای کوفی عنان حمايت کنيم

بيانيه در باره اعتراضات اخير دانشجويان

اعتراض جمهوری خواهان ايران به صدوراحکام عليه فعالان ملی–مذهبی، و تشديد فشار برمطبوعات و اهل قلم

 


اطلاعيه شورای موقت هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران: شادباش برای شيرين عبادی بانوی صلح و حقوق بشر و برای همه مردم ايران
 


  اعطای جايزه صلح نوبل به  شيرين عبادی، حقوقدان، قاضی، پژوهشگر و استاد دانشگاه ، به پاس تلاش  خستگی ناپذير او در راه آزادی، صلح، دمکراسی و حقوق بشر در ايران، همه ايرانيان انسان دوست و آزادی خواه را سرشار از شادی و افتخار کرد. پيکار تحسين برانگيز و فروتنانه شيرين عبادی در راه  حقوق زنان و کودکان ايرانی، بويژه سزاواري هائی  است که برای نخستين بار در تاريخ اعطای نوبل، اين جايزه را نصيب يک زن ايرانی نمود.
شورای موقت هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران اعطای اين جايزه برجسته جهانی را با وجد و سرور فراوان به شيرين عبادی و  همه هم ميهنان تهنيت می گويد.

شيرين عبادی نه تنها نخستين ايرانی در تاريخ کشور ما ، بلکه جزو انگشت شمار زنان فرهيخته تاريخ جهان است که موفق به دريافت اين جايزه می گردد. اين موفقيت پاداش شايستگی های او و بويژه انديشه و روش دمکراتيک ، مسالمت جويی، سخت کوشی و استمرار، تواضع ، انساندوستی، و آزادانديشی او در راهی است که شجاعانه برگزيده است . حضور پيوسته و دل سوزانه شيرين عبادی در متن جامعه ايران و پيوند تنگاتنگ او  با  زنان و کودکانی که بيشترين فشار ناشی از تبعيض و محروميت را به دوش می کشند، و پيکار درخشان و استوار او در راه اصول و میثاق های حقوق بشر است ، ارزشهايی که کميته بين المللی اهدای جوايز نوبل را به اين انتخاب دقيق هدايت کرده است . و این در حقيقت همان ارزشها و نيازهای انکار ناپذير جامعه ايران برای گذار به يک جامعه مدرن و دمکراتيک نيز بوده و هست.

خانم عبادی در سال های اخير بخاطر دفاع از اين اصول و پايبندی به وجدان کاری خودش بارها بازداشت و روانه زندان شده و مانند بسياری از همکارانش  تحت فشار قرار گرفته و از حق وکالت ,  و سياری از حقوق اجتماعی ديگر محروم شده است.

 بدون ترديد پيکار شيرين عبادی برای هموار ساختن راه حاکميت قانون و حقوق بشر در ايران ، امروزه با زندگی و سرنوشت ميليونها ايرانی و آينده ايران پيوند تنگاتنگ دارد.اعطای جايزه صلح نوبل به اين زن مبارز ايرانی نماد ارجگذاری بر مبارزه همه جانبه ای در ايران است که در تلاش گذار  از سنت  به تجدد، از  استبداد به  دمکراسی، ازسلطه نظام زن ستيز و متکی بر تبعيض های جنسی و قومی و مذهبی،  به نظام مبتنی بر برابری همه شهروندان در برابر قانون و اصول جهان شمول حقوق بشر در جريان است .

اين جايزه همچنين نشانگر پشتيبانی وجدان آگاه جهانيان از مبارزات مردم ما در راه صلح و دمکراسی، و نيز سمبل همراهی جهان مترقی با مبارزات زنان ايرانی در دفاع از حقوق انسانی خويش و حمايت از حقوق کودکان است. 
ما از اين رخداد بزرگ در تاريخ کشورمان احساس سربلندی و غرور می کنيم و بر آنيم که اين موفقيت به ايجاد فضای فرهنگی و سياسی جديدی در ايران ياری خواهد رساند که بتواند  ديوار تاريک انديشی  را کوتاهتر، و راه ورود کشور ما به دوران شايسته تری از حيات سياسی و اجتماعی خود را هموارتر سازد.

ما بار ديگر ، دريافت اين جايزه وزين جهانی را به  شيرين عبادی، همه ياران و همراهان او، به جامعه زنان ايران و به همه مردم ايران شادباش می گوئيم. تهنيت ما همچنين نثار همرزمان دلير او در کانون وکلا و حقوق دانان ايران باد، و در اين ميان و بويژه نثار دکتر ناصر زرافشان وکيل دربند پرونده قتل های زنجيره ای، و دکتر مهرانگيز کار ديگر بانوی دلاور جامعه حقوق بشر ايرانی که در پی آزارهای مستمر مستبدان حاکم، در مهاجرت روزگار می گذراند.


                                                شورای  موقت هماهنگی

                                            اتحاد جمهوری خواهان ايران

                                                    10اکتبر 2003

 

 

 

 

 

 

در دفاع از حقوق اوليه و انسانی همه زندانيان سياسی

از اعتصاب غذای فعالان سياسی، مطبوعاتی و دانشگاهی حمايت می کنيم!

 

هموطنان

دستگيری ها و بازداشت های خودسرانه مخالفان سياسی حکومت، دست اندرکاران مطبوعات، نويسندگان و روشنفکران جامعه و فعالان جنبش های اجتماعی و بويژه جنبش دانشجوئی، پرونده سازی های وهن انگيز، شکنجه های جسمی و روحی برای درهم شکستن شخصيت زندانيان به يک روال عادی و روزمره در کشور ما تبديل شده است.

قوه قضائيه جمهوری اسلامی، با زيرپاگذاشتن کليه موازين حقوقی موجود و نقض آشکار حقوق انسانی و اوليه زندانيان سياسی به دستگاه سرکوب جناح اقتدارگرای حکومت و به ابزار اصلی حفظ و تداوم استبداد مبدل گشته است.

اقدام جمعی از فعالان سياسی و مطبوعاتی در اعتراض به شرائط حاکم بر زندان ها و تضييقات عليه زندانيان سياسی و مطبوعاتی و اعلام اعتصاب غذای يک روزه، تحت عنوان «روزه سياسی» را اقدامی مثبت و در جهت دفاع از حقوق اوليه و انسانی زندانيان سياسی دانسته و قويا از آن پشتيبانی می نمائيم.

جمهوريخواهان ايران از هر اقدامی در اعتراض بر بی حقوقی حاکم بر زندان ها و محاکم جمهوری اسلامی، و در دفاع از اعاده حقوق انسانی همه زندانيان سياسی پشتيبانی نموده و دفاع از حقوق بشر و رعايت اکيد آن را در سرلوحه خواست های خود می دانند.

ما همصدا با تمامی آزاد انديشان ميهنمان خواستار آزادی بدون قيد و شرط همه زندانيان سياسی، محاکمه و مجازات عوامل سرکوب سياسی در کشور، انحلال تمامی دادگاه های ويژه و تعطيل نمودن زندان های اختصاصی هستيم.

        

 

شورای موقت هماهنگی

اتحاد جمهوريخواهان ايران

۵ مهر ماه ۱۸۲

۲۷ سپتامبر ۲۰۰۳

 

 

 

 

 

امضای پرتکل الحاقی و شفاف‌سازی برنامه‌های هسته‌ای ايران

در جهت منافع ملی ماست

 


صدور قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی در باره تعيين مهلت تا پايان ماه اکتبر برای امضای پروتکل الحاقی پيمان منع گسترش سلاح های اتمی توسط جمهوری اسلامی ايران، يکبار ديگر کشور ما را بر سر دوراهی يک انتخاب سرنوشت ساز قرار داده است. اتحاد جمهوری خواهان ايران با توجه به اهميت و حساسيت نوع برخورد جمهوری اسلامی با اين قطعنامه، نکات زير را مورد تاکيد قرار می دهد :

1- اين قطعنامه از سوی کشورهای کانادا، ژاپن، و استراليا طرح گرديده و با پشتيبانی اکثر کشورهای اروپا و ايالات متحده آمريکا به تصويب رسيده است. حساسيت و نگرانی دولت های فوق نسبت به امکان توليد سلاح های اتمی در ايران بيش از هر انگيزه ديگر ناشی از ناروشنی برنامه ها و فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی و عدم گزارش دهی مرتب در اين مورد به آژانس بين المللی، و همچنين رفتار و گفتار نامتعارف، ماجراجويانه، و غيرقابل پيش بينی اقتدارگرايان حاکم، در منطقه حساسی است که ايران در قلب آن جای دارد. به همين دليل مجموعه شرايط موجود کنونی، کشور ما را در موقعيت بين المللی دشواری قرار داده است، به طوری که امتناع زمامداران ايران از امضای پروتکل مورد بحث می تواند يکبار ديگر منافع ملی ما را قربانی بی خردی و منافع يک اقليت زورگو و ماجراجو سازد.
2- به باور ما در جهان امروز توليد سلاح های هسته ای نه تنها ابزاری برای ايجاد امنيت و دفاع از منافع ملی نيست، بلکه می تواند منشا ناامنی و خطرات جدی تری نيز باشد. شرايط حساس منطقه خاورميانه نيز بر اين خطر به مراتب افزوده است. در جهان کنونی ، نه سلاح اتمی، بلکه احترام به حقوق بشر، اتکای دولت ها بر دمکراسی و برخورداری آنها از مشروعيت و حقانيت سياسی، تکامل فرهنگی، توسعه علمی و اقتصادی، و برقراری عدالت اجتماعی است که می تواند ضامن دفاع از منافع و حاکميت ملی کشورها باشد. بر همين اساس، ما نه تنها خواهان فارغ بودن منطقه خاورميانه از سلاح هسته ای و ديگر سلاح های کشتار جمعی و جنگ و تشنج هستيم، بلکه برآنيم که تمام کشورهای دارای اين سلاح ها بايد در جهت خلع سلاح عمومی حرکت کنند و جامعه بين المللی بر روند کنترل و محو هر چه سريع تر اين سلاح ها نظارت کامل داشته باشد.
3- با توجه به وضعيت موجود، ممانعت زمامداران ايران از امضای پرتکل الحاقی، با توجه به اينکه ايران از امضا کنندگان پيمان منع گسترش سلاح های اتمی است، می تواند به طرح مسئله در شورای امنيت سازمان ملل متحد بيانجامد و علاوه بر تحريم های بين المللی زمينه های بهره برداری های سياسی و عراقی شدن سرنوشت ايران را فراهم سازد. ما در اين باره به طور جدی هشدار می دهيم و خواهان دست کشيدن جمهوری اسلامی از سياست های ماجراجويانه و لجاجت ورزانه در زمينه برنامه ها و فعاليت های هسته ای ايران هستيم. ما همکاری کامل با آژانس بين المللی انرژی اتمی، امضای پرتکل الحاقی، و شفاف سازی کامل فعاليت های مربوط به فن آوری هسته ای را در جهت حفظ منافع ملی ارزيابی می کنيم.
4- ما برآنيم که قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی و مهلت اعلام شده برای امضای پرتکل الحاقی توسط جمهوری اسلامی، نبايد به عنوان يک ابزار سياسی از سوی قدرت های بزرگ در مورد ايران به کار گرفته شود، و مسئله نقض خشن و مستمر حقوق بشر توسط اقتدارگرايان حاکم بر ميهن ما و ضرورت نظارت جامعه بين المللی برای وادار ساختن آن ها به رعايت اکيد اين حقوق، دست خوش مصالح و معاملات سياسی قرار گيرد. امضای پرتکل الحاقی توسط جمهوری اسلامی بايد در عين حال با آغاز روند جدی تری از نظارت و فشار جامعه بين المللی برای بهبود وضع حقوق بشر، و ورود ايران به مسير خشونت زدائی در سياست داخلی و پايان دادن به ماجراجوئی در سياست خارجی و گشايش فضای سياسی در کشور همراه باشد.

 شورای موقت هماهنگی
اتحاد جمهوری خواهان ايران
9 مهرماه 1382

 

 

 

درخواست از دبيرکل سازمان ملل متحد براي اقدام درجهت تامين آزادي دريافت اطلاعات از طريق اينترنت در ايران


جناب آقاي کوفي عنان دبير کل محترم سازمان ملل متحد:

ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشراعلام مي دارد: "هر فردي حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسي از داشتن عقايد خود بيم و نگراني نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد."

دولت ايران که یکي از امضاکنندگان اعلاميه جهاني حقوق بشر مي باشد، اخيرا اقدام به فيلترگذاري روي سايت هاي اينترنتي نموده و رسما فيلترگذاري اينترنت و سانسور اطلاعات الکترونيکي را به عنوان يک سياست عملي اعلان کرده و به اجرا گذاشته است، و به اين ترتيب حق مردم ايران را در زمينه آزادي انتشار و دريافت اطلاعات نقض نموده است.

ما امضا کنندگان اين درخواست نامه از شما مي خواهيم که اقدام رسمي دولت ايران را در جهت فيتلر گذاري روي سايت هاي اينترنتي محکوم نموده و براي تامين آزادي تبادل اطلاعات از طريق اينترنت در ايران تلاش کنيد.


*دوست عزيز: براي افزودن نام خود به ليست امضا کنندگان درخواست نامه، لطفا نام و نام خانوادگي و کشور محل اقامت خود را به آدرس زير بفرستيد:

Freespeech4iran@yahoo.com
 

23 جولای 2003

 

با احترام،
نام و نام خانوادگي - کشور محل اقامت
 


امضا کنندگان:
 

ويکتوريا آزاد (سوئد)، گودرز اقتداري (آمريکا)، سهيلا بنا (آمريکا)، کورش پارسا (آمريکا)، شهرام تهراني (آمريکا)، علي شاکري (آمريکا)، رضا چرندابي (آلمان)، مهدي اميني (آمريکا)، مهران براتي (آلمان)، فرود سياوش پور (آلمان)، مليحه محمدي (آلمان)، پروين شطي (آلمان)، رضا فاني يزدي (آمريکا)، رامين صفي زاده (آمريکا)، مهران فاتحي (آلمان)، هرمز زماني (آلمان)، حسين خرمي (آلمان)، آبتين محمدي (آنگلستان)، جهانگير عليزاده (آلمان)، جمشيد رازيان (آلمان)، حوريه حائري (آلمان)، احمد نوري (آلمان)، سعيد مهراقدم ( آلمان)، زهره فاني (آلمان)، فرخ نگهدار (انگلستان)، حسن زهتاب، حميد زنگنه (آمريکا)، شهرام تهراني (آمريکا)، اميرحسين گنج بخش (آمريکا)، غفور ميرزايي (آمريکا)، جمشيد اسدي (فرانسه)، حسين جوادي (ايران)، هانري نهريني (آمريکا)، مجيد ساعي (انگلستان)، مرتضي پاکي (آمريکا)، مجيد محمدي نراقي ، محمد عزتيان (کانادا)، سيد حسين محمدي (ايران)، خليل پاک نيا (سوئد)، علي آسايش (آمريکا)، کورش گلنام (سوئد)، پيمان هوشمند زاده (ايران)، امير ملوکياني (هلند)، حاکم آهنگري (بلژيک)، اميد سادات (ايران)، بهرام حسين زاده (آلمان)، آرشيد مطيع قوانين (انگلستان)، رضا احمديان (آلمان)، نصرالله رزمجو (آلمان)، غلامرضا جمشيد نژاد (آلمان)، کبري قاسمي (هلند)، هوشنگ اسدي (سوئد)، سينا حافظي (استراليا)، ارژنگ صادقي (ايران)، علي ساکي (نروژ)،  داريوش پاشا (بلژيک)، عليرضا موسوي، مرتضي داور (سوئد)، سياوش فاني (ايران)،  خليل مومني (دانمارک)، عارف حيدري، داوود نوائيان (سوئد)، ماشاءالله سليمي ، سيف الله بسطامي (آلمان)، يدالله بلدي (آلمان)، مسعود تبريزيان (سوئد)، رضا متقي (آلمان)، مسعود جبني (هلند)، صبا تهراني (هلند)، رضا شيراني (ايران)، هدايت القاسي (کانادا)، حميدرضا اصغري (ايران)، محسن وطن آبادي، محمد رضا درويش (فرانسه)، مرتضي صادقي، دکتر حسن رضايي (آلمان)، علي محجوبي (آلمان)، فرزاد جاسمي (آلمان)، اسفنديار طبري (آلمان)، دکتر محمد تهراني (فرانسه)، منصور کمره اي (آلمان)، محمد جعفري (هلند)، صديقه جعفري (هلند)، آنيتا طنين پور (کانادا)، پرستو مهر آيين (کانادا)، مهدي هاشم زاده (ايران)، محمد مرشدي (ايران)، محمد رضا اسکندري (هلند)، طاهره خرمي (هلند)، دکتر کامران افتخاري (آمريکا)، بيتا اميري (روسيه)، مسعود شب افروز (آمريکا)، حسين صمدي (آلمان)، حسن جعفري (آلمان)، حبيب پرزين (آلمان)، دکتر شکر فلاح (استراليا)، حسن توانا (ايران)، دکتر محمد علي مهر آسا (آمريکا)، بهجت مهر آسا (آمريکا)، رضا سياوشي (آمريکا)، جواد امان (آمريکا)، سيامک سلطاني (آلمان)، مجيد فرجيان (سوئد)، وهاب انصاري (سوئد)، رضا کريم دره شوري (سوئد)، فرهاد روحي (سوئد)، فريبرز بقايي، ح. آذر (ساکرامنتو)، علي نوربخش (کانادا)، بيژن رحمانيان (اتريش)، دکتر محمد سيدي (سوئد)، خسرو ارجمندي (سوئد)، مريم صدر (سوئد)، مهندس مسعود صدر (سوئد)، اميرمحمدميردامادي (فرانسه)، شاهين ميرمحمد حسيني، مرتضي نوروزي زاده، دکتر محمد اميري (آلمان)، فريدون احمدي (آلمان)، پويا پويايي (انگلستان)، رضا خردمندي (نروژ)، اوژن عميدي خالکي (نروژ)، جفعر مهدوي (سوئد)، بهاران کاظمي (سوئد)، شهاب قوامي (سوئد)، حميدرضا نبوي (آلمان)،محسن رحمانيان (آلمان)، حميد ثاني (هلند)، رضا جوشني (آلمان)، حسن بهگر (سوئد)، شاهين درويش (ايران)، وحيد ابراهيمي نيا (فرانسه)، منوچهر ميرزايي (سوئد)، شهرام فرزانه فر(سوئد)، بهنام دارايي زاده (ايران)، پدرام دارايي زاده (ايران)، حسام الدين وکيلي (آلمان)، ناصر کرمي (آلمان)، مهدي نيکو (آمريکا)، محمد دشتي (آمريکا)، سيروس عصري (سوئد)، غلامرضا بقايي (استراليا)، عليرضا پ. اصفهاني (آمريکا)، دکتر هادي خباز (استراليا)، عبدالرضا سالک (استراليا)، نيکروز اولاد اعظمي (سوئد)، دکتر فريدون قاسمي  (استراليا)، رامين معلم (آلمان)، رضا شکري (دانمارک)،مهدي مهرنوش (آمريکا)، سوزان سفر (آمريکا)، عبدالله يونسي (آلمان)، خسرو صدري (آلمان)، س. رفيعي ورديني (آلمان)، حسن شريعتمداري (آلمان)، محمود احمدپور، ابوالفضل فغاني (سوئد)، ميرحميد عمراني (آلمان)، مجيد عمراني (آلمان)، حسين اسماعيلون (هلند)، پاپک شيرازي (آمريکا)، عزت پناهي (آلمان)، سارا سفيري (سوئد)، خسرو چاووشي (سوئد)، سهيل ديانت (آمريکا)، شيدا بامداد (کانادا)، کامران حسين (هلند)، پيمان حسني (ايران)، عباس نيک (سوئد)، حميد مهر آرا (سوئد)، پيام فضلي نژاد (ايران)، علي حسيني (ايران)، بابک وحيد (پاکستان)،  حسن درويش پور (آلمان)، آرش عنقائي (ايران)، حسين علوي (آلمان)، ناصر وفادار (آمريکا)، علي حسيني (آمريکا)، محمدرضا عين (ايران)، ترگل کيوان جاه (مکزيک)، خليل فئوفي (ايران)، بابک مشهدي ابراهيم (انگلستان)، فرهنگ طاولي، سيروس پرتوي (هلند)، فتحيه زرکش يزدي (انگلستان)، آرش طوفاني (ايران)، سامسون کشفي، حميد داديزاده، اختر قاسمي (آلمان)، محمد باقري (ايران)، آرتين احمدي (اتريش)، مرتضي ملک محمدي (آلمان)، مرتضي فخار (کانادا)، محمد تاج دولتي (کانادا)، حسين باقرزاده (انگلستان)، علي اکبر اميد مهر (دانمارک)، اشرف السادات اميد مهر(دانمارک)، مهزاد اميد مهر (دانمارک)، مهراز اميد مهر (دانمارک)، داريوش فريدوني (نروژ)، مهدي خانبابا تهراني (آلمان)، کرامت گنجي (ايران)، علي اکبر افتخاري (آلمان)، احد قرباني (سوئد)، سعيد بابايي (آلمان)، محمد رضا مهجوري (آلمان)، شايسته حکمي جليل زاده (آلمان)، آرمان دماوندي (ايران)، فرهاد کمالي (آلمان)، داريوش نودهي (آلمان)، علي ترابي (ايران)، منيژه شکيبايي، مريم کريمي (ايران)، دکتر حسين عبقري (آمريکا)، دکتر شهلا عبقري (آمريکا)

 

جنبش وحدت ملي ايران

 

Kiddie Hansen (Denmark)

Kim Kenney Larsen (Denmark)


 


 

 

هموطنان عزيز! با گذاشتن امضای خود در زير اين متن
از نامه دفترتحکيم وحدت به آقای کوفی عنان حمايت کنيم

دبيرکل محترم سازمان ملل متحد
آقای کوفی عنان
چنانکه اطلاع داريد مساله نقض حقوق بشر در ايران و فجايعی که از سوی دستگاه حاکمه ايران عليه حقوق شهروندان جاری است به موضوع اعتراض و مطالبه سراسری بزرگترين تشکل‌های دانشجويان و خواست عمومی وسيع ترين اقشار جامعه ماست. آنان در نامه‌ای که روز ششم ژوئيه برای شما نوشته‌اند با تشريح دهها نمونه از موارد نقض خشن حقوق بشر در ايران، حمايت شما از تلاش مردم ايران برای احقاق حقوق پايمال شده خود را طلب کرده‌اند.
نظر به مسئوليت سنگينی که در پاسداری از منشور ملل متحد و اعلاميه جهانی حقوق بشر برعهده شما نهاده شده است، از شما انتظار داريم که به نامه دانشجويان پاسخ مثبت داده و حمايت خود از خواست شجاعانه تشکل‌های سراسری دانشجويی در ايران، برای رعايت حقوق بشر و رسيدگی به موارد نقض آن، را به اطلاع جهانيان برسانيد. از شما می خواهيم که، برای آزادی بی قيد و شرط همه دانشجويان دستگير شده و مجازات عاملين و سازمان دهندگان حملات به دانشجويان، روشنفکران و ناراضييان ايرانی، مسئولين حکومت ايران را زير فشار بگذاريد.

با احترام
امضاء کنندگان:

شهرام فرزانه فر - محمود رفيع - سهيلا بنا – سيِامک سلطانی - علی شاکری - فرهاد روحی - حسين باقرزاده – ويكتوريا آزاد - کيوان اسکی - رضا چرندآبی - محسن حيدريان - حسن شريعتمداری - سعيد پيوندی - بيژن پيرزاده - کيومرث رادپور – على كشتگر - امير اعتدالی - رامين صفی زاده - منوچهر مختاری - ضيا عابدی - محسن درزی - مسعود صدر - مريم صدر - خسرو ارجمندی - محمود سيدی - پرويز امام - امير طبری - اسفنديار طبری - سعيد شروينی – علی اکبر قنبری – بيژن افتخاری – اکبر مهدی – امير حسين گنج بخش – سيما ايزد – حسن جعفری – مرتضا پاکی - رضا فانی يزدی – رضا سياوشی – مهدى فتاپور – محمد ارسى – مهرداد مشايخى – كاظم علمدارى – احمد نورى – نادر كهن – مهران براتى – جمشيد اسدى – عباس شيرازى – سهيل كشاورز – كورش جعفرپور – فرخ نگهدار – اردوان ارشاد – رضا جوشنى – حسين علوى – مجيد عبدالرحيم پور - جهانگير ايزدی

در صورت موافقت، لطفا نام خود را به آدرس زير ارسال نمائيد:

Kufi_Anan@yahoo.de

 


متن نامه دفتر تحکيم وحدت به دبير کل سازمان ملل متحد

 


 

 

لطفا براي امضاي متن بيانيه زير، يک اي-ميل با موضوع 18 تير (subject: tir 18) حاوي نام و نام خانوادگي خود در متن نامه به آدرس زير ارسال کنيد:


bayanieh@jomhouri.com
--------------------------------------------------------------------------
 

بيانيه جمعي از جمهوري خواهان در بزرگداشت 18 تير
ياد 18 تير، فرصتي براي سازمان يابي جنبش سراسري دانشجويي

18 تير ماه سال 1378 جنبش دانشجويي ايران آزمون بسيار مهمي را از سر گذراند. با تکيه بر تاريخ بيش از 60 ساله خود در دفاع از آزادي، دانشجويان به چالش دستگاه قضايي رفتند که مي کوشيد با بستن روزنامه ها، انتقادگران حکومت را به سکوت وادارد. در برابر تحصن مسالمت آميز، انحصار طلبان حکومتي در هيئت لباس شخصي ها حمله به خوابگاه هاي دانشجويي را برگزيدند تا به خيال خود کانون دفاع از آزادي را از ميان بردارند. اين بي عدالتي عريان، واکنش گسترده دانشجويان را برانگيخت. واکنشي چنان خودجوش که موجب پراکندگي در شعارها و راهکارها گرديد. نبود هماهنگي سازمان يافته و فقدان شعارها ي مشترک و مشخص کمبودهاي اصلي اين حرکت اعتراضي بود.

اما جنبش دانشجويي با تجربه اندوزي از حرکت 18 تير توانست در مصافي ديگر پيروزي بزرگي کسب کند. جنبش گسترده دانشجويي براي لغو مجازات اعدام هاشم آقاجري که در هماهنگي سازمان يافته ميان دانشگاه هاي ايران صورت گرفت با شعاري مشخص و مشترک و در همکاري با ديگرگروه هاي اجتماعي همچون استادان دانشگاه و روشنفکران دستگاه ولايت فقيه را به عقب نشيني واداشت. اين تجربه در مبارزات اخير جنبش دانشجويي هم به خوبي نمايان است. مبارزاتي که هشيارانه مسالمت آميز است تا نه دستاويزي به اقتدارگرايان بدهد تا خشونت را بهانه سرکوب کنند و نه هدف افراطيون سلطنت طلب را برآورد که مي پندارند تنها در هرج و مرج محلي از اعراب مي يابند.

امروز ناتواني حکومت در پاسخ به خواستهاي آزادي خواهانه مردم، خودکامگي دستگاه قضايي با تکيه برولايت مطلقه فقيه و سرانجام اوضاع بي ثبات منطقه خاورميانه جنبش دانشجويي را در برابرچالشي سرنوشت ساز قرارداده است.

درهم شکستن برنامه اقتدارگرايان در جهت سرکوب و يکسره کردن کار جنبش آزادي خواهانه نياز به انديشه و برنامه ريزي دارد. يکي از محورهاي اصلي اين برنامه ريزي کوشش درجهت سازمان دادن جنبش دانشجويي است که وراي گرايشات مذهبي شکل بگيرد و درسيمايي نوين همه دانشجوياني را که دغدغه آزادي و مردمسالاري دارند جلب کند. چنين جنبشي است که مي تواند برگرد شعارهاي مشترک و مشخص شرايط هماهنگي سراسري ميان دانشگاه ها را فراهم آورد.

اين جنبش در عين پافشاري بر مطالبات صنفي خود، بايد بکوشد در پيوندي هماهنگ با جنبش آزادي خواهانه مردم ايران قرار بگيرد. شعارهايي همچون آزادي زندانيان سياسي، برابري حقوق شهروندي براي همه ايرانيان و اعم از زن و مرد، آزادي احزاب و مطبوعات همچون پيش زمينه هاي انتخابات آزاد براي تثبيت اراده جمهور مردم، شعارهايي است که زمينه ساز همکاري و همسويي همه تشکل هاي جامعه مدني خواهد بود. ترديدي نيست که گسترش اين مبارزه راه را براي يک جمهوري مردمسالار هموار خواهد کرد. جنبش "براي اتحاد جمهوري خواهان" خود را در اين مبارزه سهيم مي داند و براي برگزاري يادواره 18 تير با روش هاي مسالمت آميز آرزوي موفقيت مي کند.

آينده از آن جوانان ايران است.

 

اسامی امضاء کنندگان:

جام آذيني، بابك آزاد، علي آزاد، ويكتوريا آزاد، سهيلا آل رسول، آسيه ابتهاج، داريوش احمدی، رويا احمدي، بهمن اسدي، سهيلا اسدی، محمد توفيق اسدي، محمدرضا اسكندري ،امير اعتمادی، بيژن افتخاري، كامران افتخاري، بهرام امامی، جواد امان، سادات اميد، اروند امير خسروي، بابك اميرخسروي، کامران اميری، حسن بابائي، رحيم باج اوغلي، شيدا بامداد، مهران براتی، جمشيد برزگر، محمد برقعي، رضا برومند، حميدرضا برهانی، سيف الله بسطامی، سهيلا بنا، مرتضي پاكي، سيروس پرتوی، حبيب پرزين، پويا پويايی، بيژن پيرزاده، ليلی تاج پور، فردين تجلي، حسن توانا، شهرام تهرانی، داود جباري، حسن جعفری، سعيد جعفری، عاطفه جعفری، عباس جمالزهي، حسين جوادی، فرهاد جواهري يار، رضا جوشني، رضا چرندابي، حوريه حائري، بهرام حسين زاده، رضا حسيني، كريم حقي، بيژن حكمت، محسن حيدريان، مهدي خانبابا تهراني، شهلا خانقاه، منصور خرسندی، حسين خرمي، طاهره خرمي، امير حسين خنجي، جمشيد خونجوش، سياوش دارائي، باور داور، محمد داور، محسن درزي، شاهين درويشی، اكبر دوستدار صنايع، اردشير دولتي، عليرضا ذوالفقاري، جمشيد رازبان، رضا راستی، علي راسخ، مهوش رامزی، حسن راهی، خليل رحماني، حسين رزاقي، حميدرضا رضاپناه، خسرو رنجبر، كاظم رنجبر، حسن روحانی، فرهاد روحي، مجيد رهگذر، خليل رئوفي، زادياني، بابك زماني، حسن زهتاب، علي سالاري ، محمد حسين سبحاني، اسماعيل سعيد، مجيد سليماني، احمد سينا، زهره شاکری، علی شاکری، کاوه شاکری، کيوان شاکری، حميد شجاعي، حسن شريعتمداري، منيژه شكيبائي، پروين شطي، حسن شمس، هادي شمس، رضا شيرازي، عباس صادقي نژاد، منوچهر صفي پور، رامين صفي زاده، حسين صمدی، ساسان صميم کرد، هرموز كي، حسن طالبي، حميدرضا ظريفي نيا، ضيا عابدي، بهرام عباسی، حسين عبقری، شهلا عبقری، کيان عدالت، ويداعزيزی، پوران عسكري، سعيد علوي، جهانگير عليزاده، علي عليزاده، رضا غلامپور، مهران فاتحي، رضا فانی يزدی، نشمي فتاحي، نادر فروزي، فرود فرودی، فيروزه فولادی، نويد فهيمي، محمد قوامی، رحيم کاظمی، رضا كاوياني، محمود كرد، عزيز کرملو، ناصر کرمی، مينوش كلامي، منوچهر کيوان، مسعود گلباز، دارا گلستان، امير حسين گنج بخش ،مهران گنج خانلو، فاطمه ليلازی، مسعود مالکی، آبتين محمدي، مليحه محمدي، بهروز محموديان، اصغر مرادي، دانش معلم، رامين معلم، حسين مولودی صفا، اكبر مهدي، محمد مهدي، حسين مهدي نيا، بيژن مهرآسا، محمد علي مهرآسا، مهدي مهرنوش، حيدرعلي مهيم، مهران ميرفخرائي، علي نجاتي، رضا نعمتي،محمد نواب، داود نوائيان، داريوش نودهی، علي نوربخش، مرتضي نوروزي زاده، ن.نوري زاده، جهانبخش ولی پور، شهرزاد هاديان، حميد هوشور، مهدي ياس

 

31 جولای 2003

 

برای امضای متن بادرس زير مراجعه کنيد:

(لطفا ايميل خود را با ذکر موضوع بفرستيد).

bayanieh@jomhouri.com


 


 

بيانيه در باره اعتراضات اخير دانشجويان

جمهوری خواهان ايران :

محاکمه علنی و مجازات جنايت کاران لباس شخصی را خواستاريم

از مطالبات عادلانه و آزادی خواهانه دانشجويان پشتيبانی می کنيم

هشياری دانشجويان در برابر اقدامات تحريک آميز و سياست های سرکوب گرانه را می ستائيم

گرد هم آيی دانشجويان در کوی دانشگاه تهران که به منظور طرح برخی مطالبات صنفی و از جمله اعتراض به برنامه خصوصی سازی دانشگاه ها انجام گرفت، به سرعت جنبه سياسی يافت و از درون کوی دانشگاه به سطح شهر تهران و سپس برخی دانشگاه ها و شهر های ديگر کشانده شد. مداخله تحريک آميز گروه های فشار و حمله لباس شخصی ها به خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی و ضرب و شتم دانشجويان و گروه هائی از مردم که به حمايت از دانشجويان برخاسته بودند، بسياری را مجروح و روانه بيمارستان ها ساخته است.

در جريان اين رويدادها صدها تن در تهران و شهرستان ها و از جمله ده ها تن از دانشجويان و مسئولان انجمن های دانشجوئی و نيز تعدادی از فعالان سياسی کشور بازداشت شده اند. گزارش های ديگر حاکی از ربوده شدن تعدادی از دانشجويان در تهران و شهرستان هاست.

تبديل اعتراضات مسالمت آميز صنفی و سياسی دانشجويان توسط گروه های فشار به فضای تخريب و تشنج، که بويژه اکنون در آستانه چهارمين سالگرد فاجعه 18 تير می تواند تکرار شود، بسيار هشدار دهنده است. تداوم اين رويدادها در عين حال که نشانگر اوج بحران سياسی و نارضائی اجتماعی و بن بست کامل نظام در اداره کشور و پاسخ به خواست عمومی مردم مبنی بر تغييرات سياسی بنيادی است، امکان زمينه سازی برای بهره برداری خودکامگان حاکم در جهت تشديد اختناق و سرکوب را نيز فراهم می آورد.

موضع گيری نابخردانه و تهديد آميز آقای خامنه ای در منتسب کردن اعتراضات به حق دانشجويان به عوامل خارجی و توصيه سرکوب بی رحمانه، زمينه ساز گستاخی و مداخله آزادانه گروه های فشار در يورش به دانشجويان طی روزهای اخير بوده است. اين موضع گيری، خود آشکار کننده منشا اصلی قدرت و هدايت اين اوباشان سياسی در درون ساختار حاکم است.

شک نيست که بدون نارضائی های عميق اجتماعی و ناتوانی سياسی داخلی، نگاه به خارج نمی تواند مطرح باشد، بلکه اين فقدان فضای باز و آزادی بيان و مطبوعات و احزاب سياسی، و نيز انبوه معضلات اقتصادی و صنفی و معيشتی دانشجويان و ساير اقشار مردم، و حاکم بودن اختناق و بی کفايتی و فساد است که می تواند زمينه ساز چنين نگاهی گردد.

ما ضمن پشتيبانی از مطالبات عادلانه و آزادی خواهانه دانشجويان و اظهار همدردی با مجروحان و آسيب ديدگان اين رويدادها که مورد هجوم لباس شخصی ها و عوامل سرکوب قرار گرفته اند، خواهان آزادی همه دانشجويان و فعالان بازداشت شده طی روزهای اخير، و ديگر زندانيان سياسی هستيم.

جنبش دانشجوئی ايران طی سال های گذشته تجربه سياسی فراوان اندوخته و بويژه از فاجعه 18 تير درس های بسيار آموخته است. پايداری و پختگی اين جنبش از ارکان اصلی جنبش دمکراتيک مردم ايران برای عقب نشاندن تماميت گرايان حاکم و دست يابی به آزادی و دمکراسی است.

ما اکنون شاهد اين هستيم که دانشجويان و رهبران حرکت اخير دانشجوئی علی رغم تحريکات و فشار از هرسو، با هشياری بيشتری نسبت به سياست های سرکوب گرانه عمل کرده و از خصلت مسالمت آميز و مدنی جنبش دانشجوئی با قدرت و متانت بيشتری پاسداری کرده اند. همبستگی و خرد سياسی دانشجويان در پيوند با جنبش دمکراتيک مردم ايران می تواند طرح های خودکامگان حاکم در اجرای سياست سرکوب در داخل و مانور سياسی در خارج را نقش بر آب سازد.

برای نجات هرجه سريع تر کشور از گرداب خشونت و خونريزی و از پرتگاه آشوب و رخدادهای غير قابل کنترل، بايد اقتدارگرايان و در راس آنها رهبر نظام، به سياست سرکوب پايان دهند و به مطالبات آزادی خواهانه مردم تمکين کنند، تا راه برای تغييرات دمکراتيک بنيادی در کشور از طريق انتحابات آزاد و مراجعه به آرای عمومی در همه زمينه ها گشوده شود. اين شايسته ترين راه حفظ جان و کرامت انسانی ايرانيان و تامين سلامت سياسی جامعه و منافع ملی ميهن ما در مقطع کنونی است.

گروه های فشار و سرکوب موسوم به لباس شخصی ها و انصار حزب الله که ابزار آشکار اعمال خشونت و مورد تنفر عمومی هستند، بايد تحت پی گرد قرار گيرند و افراد دستگير شده اين گروه ها و سرکردگان آنها اين بار با معرفی نام و چهره آنان به محاکمه جدی و علنی کشيده شوند و حاميانشان در ارگان های حکومتی شناسائی و به مردم معرفی گردند.

ما از نيروهای انتظامی می خواهيم که نه تنها در همه موارد قاطعانه و بدون مماشات حساب خود را از گروه های فشار و سرکوب لباس شخصی جدا کنند بلکه از هرگونه دخالت آنان در گرد هم آئی ها و اجتماعات و تعرض آنها به دگرانديشان ممانعت ورزند، از جان و امنيت مردم دفاع کنند، وجای خود را در کنار مردم بيابند.

ما از سپاه پاسداران و ديگر نيروهای مسلح کشور می خواهيم که با هشياری و درک شرايط سياسی حساس کشور، از تقابل با مردم بپرهيزند، از تسليم به فرامين سرکوب از بالا و دست زدن به هرگونه اعمال خشونت در قبال اعتراضات دانشجوئی و تظاهرات مردمی اجتناب کنند، و به عواقب چنين اشتباه فاجعه باری بيانديشند.

دفاع يکپارچه شخصيت های سياسی آزادی خواه کشور و نيز محافل و نهادهای مدافع حقوق بشر و مجامع دمکراتيک چه در ايران و چه در خارج، از مطالبات دانشجويان، و محکوم کردن حمله چاقوکشان و اوباش حکومتی به آنها و ساير گروه های مردم، نشانه اميد بخش وجود عزم و اراده ای آگاه، متحد، و نيرومند برای دست يابی به آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی، و برخورداری همه ايرانيان از يک زندگی آزاد و شايسته است.

 

اسامی امضاکنندگان:
آرش آرش، ويکتوريا آزاد، ا. آقازاده، محمدرضا آئين، سيدقدرت اله اتابك، حسين احمدزاده، آرش احمدي، مهران اديب، خسرو ارجمند، ابوالفضل اردوخاني، محمد ارسی، اردوان ارشاد، بهمن اسدي، سهيلا اسدي، محمدتوفيق اسدي، محمدرضا اسكندري، کيوان اسکی، امير اعتدالی، فرهنگ اعتمادي، محمد اعتمادي، بيژن افتخاری، بهرام امامي، ويدا امامي، سادات اميد، اروند اميرخسروي، بابک امير خسروی، کامران اميری، علي اميني،ميترا انفجه، نيكروز اولاداعظمي، جهانگير ايزدی، مهران براتی، هادي بردباري، جمشيد برزگر، حميدرضا برهاني، فريبرز بقائي، يداله بلادي، سهيلا بنا، دانيل بهروز، هومن بيگي، داريوش پاشا، سيروس پرتوي، حبيب پرزين، عليرضا پروائي ليساري، بيژن پيرزاده، پويا پويايي، دريادل توانا، علي توكلي، شهرام تهرانی، محمود تهراني، نيره توحيدی، سعيد جعفري جوزاني، حسن جعفری، عاطفه جعفری، عباس جمالزهي، منوچهر جمالي، م.جوادي، رضا جوشنی، رضا چرندابی، حوريه حائری، بهرام حسين زاده، بيژن حکمت، كريم حقي، مهدی خانبابا تهرانی، حسين خرمی، طاهره خرمي، بهروز خليق، اميرحسين خنجي، مهدي خوشحال، محمد داور، شاهين درويش، محمود دشتي، آرمان دماوندي، اکبر دوست دار، امير دهقان، کيومرث رادپور، جمشيد رازبان، حسن رازقي، رضا راستي، مهوش رامزي، علي اكبر رضازاده، سارا رنجبر، حسن روحانی، فرهاد روحی، علي رئيس طوسي، زادياني، اكبر زرگر، نادر زرگري، اسماعيل زرگريان، بابك زماني، هرمز زماني، حميد زنگنه، حسن زهتاب، علي ساكي، علي سالاري، فريبرز ساير، حسين سبحاني، منصور سحرخيز، حجت سلطاني، سيامک سلطانی، محمد سليماني، مريم سطوت، حسين سماكار، فريبرز سوداگر، ژيلا سياسی، رضا سياوشی، بهروز سيمائي، علی شاکری، كريم شامبياتي، مسعود شب افروز، سعيد شروينی، حسن شريعتمداری، علي شريفيان، پروين شطی، سهيلا شفقي، منيژه شكيبائي، حسن شمس، شيده شهوريان، عباس شيرازی، پاپك شيرازي، پريسا صحتي، مريم صدر، مسعود صدر، رامين صفی زاده، حسين صمدي، مهدي ضديان، حسن طالبي، جواد طالعي، مينو طاهري، اسفنديار طبری، امير طبری، عذرا طبري، حميدرضا ظريفيان، ضياء عابدی، بهرام عباسي، اصغر عبدي، حسين عبقري، شهلا عبقري، پوران عسكري، کاظم علمداری، حسين علوی، مجيد عمراني، ميرحميد عمرانی، جهانگير عليزاده، رسول غلامپور، رضا غلامپور، مانا غلامپور، مهران فاتحی، رضا فانی يزدی، مهدی فتاپور، عباسعلي فتاح، فرهاد فرجاد، نادر فروزي، فريده فرهي، خالد فلاحيان، بهنام فياضي، علی اکبر قنبری، شايان كامور، مهدي كاظمي، عزيز کرم لو، عليرضا كرمي، ناصر كرمي، سهيل کشاورز، مينوش كلامي، بهمن كلباسي، ناهيد كوچك زاده، هرموز كي، هومن كياني، منوچهر كيوان، مسعود گلباز، اميرحسين گنج بخش، امير گنج بخشي، رضا گوهرزاد، مهران لطيفي، مزدك ليماكشي، رضا متقي، حبيب محبوبي، آبتين محمدي، مجيد محمدي، مليحه محمدی، طاهره مرادي، غلام مرادي، زهره مرتضوي، محمد مرشد، زهرا مجيدي، مهرداد مشايخی، آذر مشيری، حميد مشيری، آرشيد مطيع قوانين،مرتضي ملك محمدي، امير هوشمند ممتاز، عارفه منجم، حسين مولودي صفا، ، خليل مهاجر، اكبر مهدي، بيژن مهر، بهجت مهر آسا، محمد علي مهرآسا، بابك مهراني، مهران ميرفخرائي، سعيد ميرهادي، ، حجت نارنجي، بهرام ناظم، احمد نجاتي، پرويز نعمان، رضا نعمتي، مسعود نقره كار، بابك نگهبان، فرخ نگهدار، داود نوائيان، محمد نواب، داريوش نودهي، علي نوربخش، احمد نوری، مرتضي نوروزي زاده، بهمن نيرومند، جهانبخش وليان پور، شهرزاد هاديان، حميد هوشور، حسين همايونفر

31 جولای 2003
 

برای امضای متن بادرس زير مراجعه کنيد:

(لطفا ايميل خود را با ذکر موضوع بفرستيد).

bayanieh@jomhouri.com


اعتراض جمهوری خواهان ايران

به صدور احکام عليه فعالان ملی، مذهبی، و تشديد فشار بر مطبوعات و اهل قلم

 

اين احکام که مغاير با موازين بين المللی حقوق بشر است،

بايد هرچه سريع تر لغو و همه زندانيان سياسی آزاد گردند

در شرايطی که بحران سياسی و اجتماعی در کشور رو به فزونی است و حساسيت فوق العاده اوضاع در منطقه چشم انداز سياسی ميهن ما را با نگرانی های بسيار مواجه ساخته است، دستگاه قضائی جمهوری اسلامی 15 تن از فعالان سياسی ملی، مذهبی، آقايان : عزت الله سحابی، تقی رحمانی، هدی صابر، حبيب الله پيمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا عليجانی، محمد مهدی اردهالی، سعيد مدنی، رضا رئيس طوسی، عليرضا رجائی، مرتضی کاظميان، محمود عمرانی، محمد حسين رفيعی، و مسعود پدرام را به 4 تا 11 سال زندان، توام با 5 تا 10 سال محروميت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است. اين افراد طی سه سال گذشته به خاطر بيان مسالمت آميز باورها و ديدگاه های خود، ماه ها در زندان های انفرادی و زير شکنجه های روحی و جسمی قرار داشته اند.

همچنين شاهديم که ظرف هفته های گذشته دور تازه ای از توقيف مطبوعات در سراسر کشور آغاز شده و هر روز گروه ديگری از روزنامه نگاران و اهل قلم تحت پی گرد و بازجوئی و بازداشت قرار می گيرند.

ما صدور احکام عليه فعالان ملی- مذهبی و تشديد فشار بر آزادی خواهان و انديشمندان کشور را که احکام و اقداماتی صرفا سياسی است، مغاير با موازين بين المللی حقوق بشر می دانيم و خواهان لغو سريع اين احکام و آزادی همه زندانيان سياسی در ايران هستيم.

 

اسامی امضاکنندگان:

حسين آبغري، شهلا آبغري، ويکتوريا آزاد، سعيد آقائي، مهرداد آريانژاد، بيژن ابتکار، محمود احمدپور، بهروز احمدی، داريوش احمدی، سياوش احمدی، رضا احمديان، جان حسين اخوان، خسرو ارجمندی، کمال ارس، بيژن اسدی، سهيلا اسدی، محمد رضا اسکندری، پروين اشتهارد، امير اعتدالی، فرهنگ اعتمادی، حسن اغنمی، بيژن افتخاري، رضا افرازی، بيژن اقدسی، بهرام امامی، جواد امان، آرمان اميد، مجيد اميدوار، بابک امير خسروی، مهدی امينی اراکی، کامران اميری، مزدک اميری، س. انتظاری، شهين انزلي، وهاب انصاری، ميترا انفچه، شهرام انوشي، جهانگير ايزدی، حسن بابائی، رحيم باجغلی، بهنام باران، س. باستان، دانش باقرپور، مهران براتی، مصطفی براعی، هادی بردبار، جمشيد برزگر، علی برزو، محمد برقعی، مهرزاد بروجردی، حميدرضا برهاني، لاله بشردوست، نسرين بصيری، غلامرضا بقائی، يدالله بلادی، سهيلا بنا، صغرا بهرامی، ايرج بهنام، همايون بيگی، هومن بيهقي، مرتضی پاکی، سيروس پرتوي، حبيب پرزين، علی پورنقوی، بيژن پيرزاده، فواد تابان، حميرا تاری، مسعود تبريزيان، حسن توانا، دريا دل توانا، نيره توحيدی، سيروس تهراني، شهرام تهرانی، فرخ تهراني، مهدی تهرانی، حسن جعفری،عاطفه جعفري، سعيد جعفري جوزاني، جليل جليلی، کاوه جمشيدی، رضا جوشنی، فرزاد جواهري، رضا چرندابی، امير حسين حجازی، جواد حسينی، رضا حسيني، كريم حقي، بيژن حکمت، محمدعلي حيدري، محسن حيدريان، منصور خرسندي، طاهره خرمی، بهروز خليق، محمد داور، محسن درزی، شهين درويش، سياوش دريائی، صمد دژبان، اکبر دوستدار صنايع، علی ذوالفقاری، مهدی رجبی، هاتف رحمانی، محسن رحمانيان، علی رحيم زاده، عليرضا رضائی، خشايار رمزی، مهوش رمزی، فرهاد روحی، محمد روزبه، علي رئيس طوسي، بابک زمانی، حميد زنگنه، حميد زواره ای، فرهاد زواری، حسن زهتاب، اميد سادات، محمود ساداتی، احمد ساعدی، علی سالاری، حسين سحرخيز ارشاد، علی سرداری، مريم سطوت، سيامک سلطانی، بابک سليمان پور، کمال سليمانی، مجيد سليمانی، فريبرز سوداگر، منوچهر سهامي، ژيلا سياسی، رضا سياوشی، بهروز سيمائی، علی شاکری، کريم شامبياتی، سعيد شاهسوندی، مسعود شب افروز، حميد شجاعی، سعيد شروينی، علی شريفيان، حسن شريعتمداری، برزو شکوهمند، حسن شمس، هادي شمس حائري، ا. ب. شيرازی، بابک شيرازی، عباس شيرازی، پدرام صبوری، مريم صدر، مسعود صدر، رامين صفی زاده، حسين صمدی،مهدي ضديان، اسفنديار طبری، عذرا طبری، غلام طيبی، حميد رضا ظريف نيا، حميد ظفری، ضيا عابدی پور، مسعود عالمی، بهرام عباسی، چنگيز عباسی، مجيد عبدالرحيم پور، اصغر عبدي، ضيا عبدی، شاهين عزيز محمد، ويدا عزيزي، احمد عسگري، حميد رضا عسگری، کاظم علمداری، حسين علوی، حسن عليزاده، مير حميد عمرانی، رسول غلامپور، رضا غلامپور، مونا غلامپور، بهروز فاتح، مهدی فتاپور، منصور فتحی، فرهاد فرجاد، حميد فرخنده، م.ح. فرد، شهرام فرزانه فر، احمد فرهادی، منصور فرهنگ، فريده فرهی، سيامک فريد، مزدک فريدونی، خالد فلاحيان، علی اکبر قنبری، محمد قوام تهرانی، صادق کارگر، مهدی کاظمی، رضا کاويانی، فرانك كراري، محمود كرد، حميد کردونی،ناصر كرمي، بهزاد کريمی، رضا کريمی دره شوری، ناهيد کشاورز، واهيک کشيش زاده، سيامک کفاشی، بهمن كلباسي، ناهيد کوچک زاده، نادر کهن، منوچهر کيوان، فريبرز گلدوست، امير گنج بخش، سيامک گودرزی، عزت گوشه گير، مزدك ليماكشي، همايون ماکويی، مسعود مالك، حبيب محبوبی، علي محمدي، مجيد محمدي، مليحه محمدی، هومن محمدی، پرويز مختاری، علی مختاری، مصطفی مدنی، حسين مرادی، زهره مرتضوی، مهرداد مشايخی، عليرضا مصاحب، حسين مقدم، والنتين مقدم، مرتضی ملک محمدی، امير ممبينی، مهدی ممکن، خليل مهاجر، اکبر مهدی، خليل مومنی، كمال مهابادي، بيژن مهر، بهجت مهرآسا، محمد علی مهرآسا، بابک مهرانی، مهدی مهرنوش،حسين مولودي صفا، غفور ميرزايی، منوچهر ميرزائي، حجت نارنجی، هانری نحرينی، شهباز نخعی، اصغر نصرتی، مجيد نظری، ولي نظري، مسعود نقره كار، مرتضی نگاهی، فرخ نگهدار، داود نوائيان، محمد نواب، داريوش نودهی، مرتضی نوروزی زاده، احمد نوری، محسن وطن آبادی، جهان بخش وليان پور، فريدون وليان پور، جهانگير هاشمي، حميد هوشور، رضا يزدی

 

برای امضای متن بآدرس زیر مراجعه کنید:
(لطفا ايميل خود را با ذکر موضوع بفرستيد).

bayanieh@jomhouri.com

 


پشتيبانی از بيانيه

بيانيه جمهوری‌خواهان

پيشنهادات و پرسش ها

اطلاعيه‌ها و مواضع

رويداد ها و برنامه ها

حمايت مالی

تماس با جمهوريخواهان

بازگشت به صفحه اصلی